در این آشیانهی کوچک ، آثار داستانی زنان و آثاری که درباره ی زنان نوشته شده بررسی میشود.
رویکرد عمده این برررسیها اغلب مضمونی و یا نوشتاری خواهد بود.
در انتخاب آثار ، نویسنده ی وبلاگ هیچگونه محدودیت اقلیمی، سبکی، موضوعی یا دورهای را در نظر نخواهد داشت.
___________
مدتهاست نوشتار زنانه، موضوع پژوهش بسیاری از متخصصان زبانشناس، جامعه شناس و غیره قرار گرفته است. این که آیا اساسا وجه تفارقی میان نوشتار مونث و مذکر وجود دارد یا نه ، این که آیا انتخاب مضامین ، شیوه ی کاربرد دستور زبان (افعال، صفت ها ، قید ها، اسم ها) ، گزینش واژگان و شکل و اجرای طرح های داستانی، میتواند شاخصهی جنسیتی ِمتون را فاش کند و نهایتا به دستور العمل و یا رمزگشایی و سرانجام معنایابی جهان زنانه بیانجامد، پرسشهایی بی پاپایاناند که پاسخ به آنها پروهشهای گستردهای می طلبد که نه در اندازه ی دانش نگارنده است و نه در فضای محدود این آشیانه، میگنجد. افزون بر این، پرداختن به وجه نوشتاری آثار ترجمهای زنان( هر چند مترجم امانت دار باشد) ، به جهت یافتن بافت دقیق زبان یا به عبارتی سبک، جز در سطح رویی کلام، تقریبا ناممکن است. ناگفته پیداست چنان پژوهش هایی، بر عهده ی اهل فن و متخصصان است.
پس، اینجا، تنها با نیم نگاهی ( و البته نه با رویکرد اصالت زن) به بعضی آثار داستانی منتشر شده( معاصر و غیر معاصر) و اشاره به شاخصه های مضمونی آن و نیز با پرسه زدن در متون منثور کهن و تراژدی های کلاسیک جهان و خلاصه هر جا رد پایی از این موجود همچنان معمایی، در ادبیات یافت شود ، آرام آرام این آشیانه را میسازیم و تزئیین می کنیم. کار ساختن این آشیانه، نه ویرانی این جهان را سودی خواهد داد نه درمانی برای دردهاست. تنها، کنشیست برای این که بهیاد داشته باشیم هنوز زندهایم و حاقظه را ورز دهیم تا در فراموشی دنیا فرو نرویم. ساختن آشیانه، برای نگارنده این معنا را دارد.
برچسب: بار دیگر شهری که دوست,بار دیگر دلدادگی,بار دیگر تو,بار دیگر دلا خطا نکنی,بار دیگر با او,بار دیگر شهری که,بار دیگر حکم کن,بار دیگر آمدم دیوانه وار,بار دیگر باران,
نویسنده: هلیا رستمی